خرید بک لینک

دلم می خواد ی کاری بکنم ...

دلم می خواد از این عبث بودن دربیام ... از این روزمرگی ... هر وقت به اینجا می رسم دلم دوباره درس خوندن می خواد ولی بدون استرس و بدون دغدغه باشه ...

شابد برم سراغ ی کار هنری ... نمی دونم باید ی کاری بکنم چی رو نمی دونم ....

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 21:21

سالهای زیادی نسست تو وبم خیلیا امدن و رفتن بعضی آدما فراموش نمیشن و بعضیا هستن ...

یکی از اون دوستانی لطف داشته و مدتی نبود دوباره برگشته ! خوشحالم دوست وبی که برگشتی و مینویسی و ممنون که هنوزم بهم لطف داری .....

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 21:21

دوتا گزارش سخت داشتم ... ي گزارش هم فردا دارم...

روزا ميگذره ... قرار بود اخر هفته با دوستم بريم خريد اما ميره سفر...

منم تا اخر سال قصد ندلرم دوباره باهاش قرار بذارم ...

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 21:21

امسال چقدر کش امده انگار سالهاست 98 ادامه داره ...

چشام اذیت میشد و مدتها بود کتاب نخونده بودم ولی این هفته ی کتاب تقریبا 500 صفحه خوندم بیشتر اشم دیشب و پریشب بود!

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 21:21

اينكه بخواي راحت زندگي كني بي دغدغه ، بدور از بايد و نبايد ها و ...بايد جايي باشي كه خودت هم خودت رو نشناسي ...بيشتر همين بايد و نبايدم خودمون ميسازيم نه حتي جامعه نه حتي خانواده ... لااقل راجع به خود

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 21:21

پبرو پست قبلی یه کامنتی خوندم خیلی جالب بود :

"خوشبینم ولی خدا هم باید حواسش باشه دیگه ! بنظرم این ی کار تیمیه "

خدایا حواست هست من اینجام ..........

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 21:21

ديشب خيلي كم خوابيدم ولي صبح عطر گلاي روي ميزم زيبايي فوق العاده شون خواب از سرم پروند ... الان سرم درد مي كنه ولي هنوز خوابم نمياد ... فشارم بشدت پايينه...

گلا رو دوست ١٠ ساله جهت منت كشي اورده بود ...چند باري خواست همو ببينيم نرفتم ... حتي تو گروه برنامه دورهمي گذاشت ،من گفتم نميام بقيه هم نرفتن ... دوست مشتركمون با اينكه حق به من ميده ،معتقده خيلي سخت ميگيرم ...

نمي دونم ولي انتظار نداشتم همچين كاري كنه ...

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 21:21

چه خوبه که فردا تعطیله !

فلذا فردا برنامه کوه دارم اگه هوا بد نباشه !..

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 21:21

با بچه ها رفتيم كوه هيچي هم با خودم نبرده بوده... فك نمي كردم بتونم برم... هم احساس مريضي داشتم ، هم برف ديشب...صبح كه بيدار شدم اول از پنجره بيرون چك كردم ، برف بود ولي غير قابل تردد نبود، بعد اينكه

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 21:21

امروز روز خیلی شلوغه اکثر همکارا نیومدن و کاراشون رو دوش منه... اینجور وقتا دوست دارم شده چند دقیقه مال خودم باشم .... و اینجا همونجاست که خود خودم هستم ....یادمه بچه که بودیم مامانم اجازه نمیداد بیرو

برچسب: نویسنده: حدیث عباسیان تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 21:21

صفحه بندی