دلم می خواد ی کاری بکنم ...
دلم می خواد از این عبث بودن دربیام ... از این روزمرگی ... هر وقت به اینجا می رسم دلم دوباره درس خوندن می خواد ولی بدون استرس و بدون دغدغه باشه ...
شابد برم سراغ ی کار هنری ... نمی دونم باید ی کاری بکنم چی رو نمی دونم ....
برچسب:
نویسنده: حدیث عباسیان
سالهای زیادی نسست تو وبم خیلیا امدن و رفتن بعضی آدما فراموش نمیشن و بعضیا هستن ...
یکی از اون دوستانی لطف داشته و مدتی نبود دوباره برگشته ! خوشحالم دوست وبی که برگشتی و مینویسی و ممنون که هنوزم بهم لطف داری .....
برچسب:
نویسنده: حدیث عباسیان
دوتا گزارش سخت داشتم ... ي گزارش هم فردا دارم...
روزا ميگذره ... قرار بود اخر هفته با دوستم بريم خريد اما ميره سفر...
منم تا اخر سال قصد ندلرم دوباره باهاش قرار بذارم ...
برچسب:
نویسنده: حدیث عباسیان
امسال چقدر کش امده انگار سالهاست 98 ادامه داره ...
چشام اذیت میشد و مدتها بود کتاب نخونده بودم ولی این هفته ی کتاب تقریبا 500 صفحه خوندم بیشتر اشم دیشب و پریشب بود!
برچسب:
نویسنده: حدیث عباسیان
برچسب:
نویسنده: حدیث عباسیان
پبرو پست قبلی یه کامنتی خوندم خیلی جالب بود :
"خوشبینم ولی خدا هم باید حواسش باشه دیگه ! بنظرم این ی کار تیمیه "
خدایا حواست هست من اینجام ..........
برچسب:
نویسنده: حدیث عباسیان
ديشب خيلي كم خوابيدم ولي صبح عطر گلاي روي ميزم زيبايي فوق العاده شون خواب از سرم پروند ... الان سرم درد مي كنه ولي هنوز خوابم نمياد ... فشارم بشدت پايينه...
گلا رو دوست ١٠ ساله جهت منت كشي اورده بود ...چند باري خواست همو ببينيم نرفتم ... حتي تو گروه برنامه دورهمي گذاشت ،من گفتم نميام بقيه هم نرفتن ... دوست مشتركمون با اينكه حق به من ميده ،معتقده خيلي سخت ميگيرم ...
نمي دونم ولي انتظار نداشتم همچين كاري كنه ...
برچسب:
نویسنده: حدیث عباسیان
چه خوبه که فردا تعطیله !
فلذا فردا برنامه کوه دارم اگه هوا بد نباشه !..
برچسب:
نویسنده: حدیث عباسیان
برچسب:
نویسنده: حدیث عباسیان
برچسب:
نویسنده: حدیث عباسیان